تبليغاتX
نسل آفتاب
نسل آفتاب



تعزیه 6 - قسمت آخر

 

تعزیه‌ به‌ اعتبار بازی‌ بازیگرانش‌ هم‌ بسیار غنی‌ است‌. روش‌ بازیگری‌ در تعزیه‌ مدیون‌ نقالی‌ است‌. همان‌گونه‌ كه‌ می‌دانید، نقالی‌ سه‌ نوع‌ است‌: ۱) نقالی‌ حماسی‌ كه‌ نقل‌ شاهنامه‌ و شاهنامه‌خوانی‌ است‌؛ ۲) نقالی‌ مذهبی‌ كه‌ روضه‌خوانی‌، حمزه‌خوانی‌ و حمله‌خوانی‌ و نقل‌ متون‌ مذهبی‌ بوده‌ است‌؛ و ۳) نقالی‌ عامیانه‌ كه‌ شامل‌ نقل‌ حسین‌ كُرد شبستری‌ و سمك‌ عیار و غیره‌ است‌. بازیگران‌ تعزیه‌ یا همان‌ تعزیه‌خوانان‌، در نقش‌های‌ اشقیا از روش‌ نقالی‌ حماسی‌ استفاده‌ می‌كردند و مظلوم‌خوانان‌ تعزیه‌، روش‌ روضه‌خوانی‌ را به‌ كار می‌بردند. در اصل‌، این‌ تعزیه‌ بود كه‌ نقالی‌ را به‌ كمال‌ رساند. بازیگری‌ در تعزیه‌ ویژگی‌های‌ خود را دارد كه‌ نه‌ به‌ شیوه‌ی‌ استانیسلاوسكی‌ نزدیك‌ است‌، نه‌ به‌ شیوه‌ی‌ برشت‌؛ هر چند برشت‌ خود از تئاتر شرقی‌ كه‌ به‌نوعی‌ به‌ سنت‌ ایرانی‌ نزدیك‌ است‌، تأثیر گرفته‌ است‌. یكی‌ از ویژگی‌های‌ بازیگری‌ در تعزیه‌ این‌ است‌ كه‌ بازیگر از نمونه‌های‌ مثالی‌ ( archetype ) الگو می‌گیرد. بازیگر در این‌جا به‌ روان‌شناسی‌ نقش‌ و به‌ جامعه‌شناسی‌ نقش‌ اهمیت‌ چندانی‌ نمی‌دهد. ویژگی‌ دیگری‌ كه‌ نگارنده‌ از محمدرضا اصلانی‌ آموخته‌ این‌ است‌ كه‌ روح‌ بازیگری‌ در تعزیه‌ كتمان‌ است‌، برخلاف‌ روح‌ بازیگری‌ در نمایش‌ غربی‌ كه‌ «اعتراف‌» است‌. روح‌ بازیگری‌ ایرانی‌ از سنت‌ كتمان‌ در این‌ خطه‌ بر می‌خیزد، جایی‌ كه‌ نقاشان‌ نامی‌ ما پای‌ تابلوهای‌ ارزشمند خود را امضا نمی‌كردند و معماران‌ برجسته‌ نامی‌ از خود به‌ جای‌ نمی‌گذاشتند. این‌ بدان‌ علت‌ است‌ كه‌ بازیگر به‌ خود اجازه‌ نمی‌داده‌ است‌ خودش‌ را به‌ جای‌ اولیا و انبیا بگذارد. در نظام‌ تعزیه‌، بازیگر جایی‌ كه‌ نقش‌ اشقیا و اولیا را ایفا می‌كند، در ابتدا می‌گوید: «زبان‌ حال‌»، یعنی‌ من‌ نیستم‌ كه‌ این‌ كلمات‌ را می‌گویم‌. به‌ این‌ ترتیب‌، بازیگر تعزیه‌ از نقش‌ فاصله‌ می‌گیرد كه‌ جوهره‌ی‌ این‌ فاصله‌ در كتمان‌ است‌؛ البته‌ نه‌ آن‌گونه‌ كه‌ برشت‌ فرض‌ كرده‌ و فاصله‌ با نقش‌ را با هدف‌ آموزش‌ و بیگانه‌سازی‌ در نظر می‌گیرد .

و سرانجام‌ مسئله‌ی‌ متن‌ در تعزیه‌ است‌ كه‌ در این‌ باره‌ با ذكر اشاره‌ی‌ گذرایی‌، علاقمندان‌ را به‌ كتاب‌ ساختارشناسی‌ نمایشی‌ ایرانی‌ ۳ ارجاع‌ می‌دهم‌. متن‌ در تعزیه‌ به‌ جای‌ این‌كه‌ خط‌ روایت‌ داستان‌ ارسطویی‌ را طی‌ كند ، ساختاری‌ «تودرتو» و «داستان‌درداستان‌» دارد. با این‌ اشاره‌ می‌بینیم‌ نظام‌ نمایش‌ تعزیه‌ در رابطه‌ با متن‌ هم‌ نظرات‌ خاص‌ خود را دارد. درمجموع‌، از عناوین‌ مطرح‌شده‌ این‌ نكته‌ روشن‌ می‌شود كه‌ تعزیه‌ را می‌توان‌ به‌ مثابه‌ی‌ یك‌ نظام‌ نمایشی‌ در نظر گرفت ‌.

 


ادامه مطلب

یکشنبه ششم دی 1388 توسط آناک |

در جستجوي خدا

 

كوله ‌پشتي‌اش‌ را برداشت‌ و راه‌ افتاد .

رفت‌ كه‌ دنبال‌ خدا بگردد و گفت : تا كوله‌ام‌ از خدا پر نشود برنخواهم‌ گشت .

نهالي‌ رنجور و كوچك‌ كنار راه‌ايستاده‌ بود ، مسافر با خنده‌اي‌ رو به‌ درخت‌ گفت : چه‌ تلخ‌ است‌ كنار جاده‌بودن‌ و نرفتن ؛

درخت‌ زيرلب‌ گفت : ولي‌ تلخ‌ تر آن‌ است‌ كه‌ بروي‌ وبي ‌رهاورد برگردي . كاش‌ مي‌دانستي‌ آنچه‌ در جست‌وجوي‌ آني ، همين ‌جاست ....

مسافر رفت‌ و گفت : يك‌ درخت‌ از راه‌ چه‌ مي‌داند ، پاهايش‌ در گِل‌ است ، او هيچ‌گاه‌ لذت‌ جست‌وجو را نخواهد يافت .

و نشنيد كه‌ درخت‌ گفت : اما من‌ جست‌ وجو را از خود آغاز كرده‌ام‌ و سفرم‌ را كسي‌ نخواهد ديد ؛ جز آن‌ كه‌ بايد .

مسافر رفت‌ و كوله‌اش‌ سنگين‌ بود . هزار سال‌ گذشت ، هزار سالِ‌ پر خم‌ و پيچ ، هزار سالِ‌ بالا و پست . مسافر بازگشت رنجور و نااميد . خدا را نيافته‌ بود ، اما غرورش‌ را گم‌ كرده‌ بود ....

به‌ ابتداي‌ جاده‌ رسيد . جاده‌اي‌ كه‌ روزي‌ از آن‌ آغاز كرده‌ بود . درختي‌ هزار ساله ، بالا بلند و سبز كنار جاده‌ بود .

زير سايه‌اش‌ نشست‌ تا لختي‌ بياسايد .

مسافر درخت‌ را به‌ ياد نياورد . اما درخت‌ او را مي‌شناخت .

درخت‌ گفت : سلام‌ مسافر ، در كوله‌ات‌ چه‌ داري ، مرا هم‌ ميهمان‌ كن .

مسافر گفت : بالا بلند تنومندم ، شرمنده‌ام ، كوله‌ام‌ خالي‌ است‌ و هيچ‌ چيز ندارم .

درخت‌ گفت : چه‌ خوب ، وقتي‌ هيچ‌ چيز نداري ، همه‌ چيز داري . اما آن‌ روز كه‌ مي‌رفتي ، در كوله‌ات‌ همه‌ چيز داشتي ، غرور كمترينش‌ بود ، جاده‌ آن‌ را از تو گرفت .

حالا در كوله‌ات‌ جا براي‌ خدا هست و قدري‌ از حقيقت‌ را در كوله‌ مسافر ريخت ....

دست‌هاي‌ مسافر از اشراق‌ پر شد و چشم‌هايش‌ از حيرت‌ درخشيد و گفت : هزار سال‌ رفتم‌ وپيدا نكردم‌ و  تو نرفته‌اي ، اين‌ همه‌ يافتي !

درخت‌ گفت : زيرا تو در جاده‌ رفتي‌ و من‌ در خودم ، و پيمودن‌ خود ، دشوارتر از پيمودن‌ جاده‌هاست ....

 

 

یکشنبه ششم دی 1388 توسط آناک |

تعزیه 5

 

همچنین شیوه ادا و بیان تعزیه ها نیز به گونه های متعددی برگزار می شود . از قبیل :

۱) تك خوانی :

یعنی شبیه خوان به تنهایی متن تعزیه را می خواند كه شامل اقسامی است :

▪ مناجات : در آغاز تعزیه مناجات هایی از قبیل راز و نیاز با خداوند عموماً توسط امام و پیامبران اهل بیت خوانده می شود .

▪ خطابه : نوع خاصی از اشعار تك خوانی كه عامه مردم یا مسلمانان مورد خطاب قرار می گیرند .

▪ رجزخوانی : مظلوم خوانان در هنگام حمله و جنگ با اشقیا گفتار و منظوماتی حماسی كه بیشتر در بحر متقارب است را بیان می كنند .

▪ مبارزخوانی : در آغاز تعزیه مخالفان و اشقیا گفتاری حماسی را با لحن خشن و خصومت وار برای ستیزه و پیكار می خوانند .

▪ زبان حال : رایج ترین و مشهورترین تك خوانی میان مظلوم خوانان است . طوری كه مظلوم خوانان عواطف ، احساسات و آمالشان را با خود گفت وگو می كنند .

۲) مفاوضه :

گفت وگوی شخصیت های مختلف تعزیه كه به مرور زمان مكالمات بلند كوتاه تر شدند و به گونه های متفاوتی شكل گرفتند :

▪ محاوره عادی : مكالمات دو نفری كه بین شخصیت های مختلف تعزیه می باشد. - سوال و جواب: گفت وگو دو نفری كه گاهی به صورت سوال و جواب است .

▪ مكالمه چند نفری : چند شخص گفتاری موضوع واحدی را كه به صورت متناوب و در تكمیل سخنان یكدیگر نیز می باشد رد و بدل می كنند .

▪ مناظره و مفاخره : گفتاری به صورت مناظره و بحث و گفت وگوی دو نفره بین مظلوم خوانان و اشقیا و همچنین میان اشقیا با خود صورت می گیرد .

۳) همخوانی یا همسرایی :

گاهی دو یا چند نفر سروده ها و نوحه هایی را با هم می خوانند به دو شكل همخوانی كه به صورت دو نفری یا دسته جمعی است و پیشخوانی ها كه شامل اشعار عروضی و گاهی غیرعروضی می باشد .

۴) حدیث كردن :

مقدمه تعزیه را شامل می گردد . گردانندگان تعزیه در ابتدا وارد صحنه می شوند و توضیحات مختصری از تعزیه كه توأم با دعا و نیایش است را اجرا می كنند . اصطلاحاً بدان پیشگفتار تعزیه نیز می گویند .

۵) دعای پایان مجلس (گفتار پایانی) :

پس از اتمام تعزیه های ساده یا تعزیه هایی كه در تكایای عمومی به عنوان دعای پایان مجلس اشقیا را لعن و نفرین هایی می كنند . نظیر: «برشمر لعنت» یا « برقاتلان شهیدان كربلا تا روز قیامت لعنت حق باد .» بنابراین ختم كلام در همان جملات خلاصه می گردد .

 


ادامه مطلب

شنبه پنجم دی 1388 توسط آناک |

احمد محمود - قسمت چهارم

 

داستان های سه مجموعة زائری زیر باران ، غریبه ها و پسرك بومی در واقع پیش درآمدی است بر رمان بزرگ احمد محمود ، یعنی همسایه ها . خالد ،  در داستان همسایه ها ، در فصل نخست ، كودكی است كه در یك خانه همسایه نشین زندگی می كند. در این خانه خانواده های گوناگون ،‌ در اتاق های گرداگرد حیاط ، كه در وسط آن حوضی نیز به چشم می خورد ، چیزی به اسم زندگی را پشت سر می گذرانند . زندگی آدم های خانه به نوعی به هم گره خورده است . روزی گناهی از خالد سر می زند و پایش به كلانتری باز می شود . در آنجا به تصادف با گروهی مبارز آشنا می شود . پس از مدتی پدرش ناچار عازم كویت می گردد تا در آنجا به كار مشغول شود و حالا خالد ، كه حالا چهار كلاس بیشتر درس نخوانده ، نان آور خانواده می شود و در قهوه خانه امان آقا ، یكی از همسایه های خانه ، به كار می پردازد . او اكنون پانزده ساله است و با همین سن و سال كم ، پایش به فضای مبارزه و دنیای پنهانی آدم هایی باز می شود كه در اندیشه تغییر وضع موجودند. دنیای خالد با حضور در قهوه خانه و آشنایی با شفق و آدم های مبارز دیگر ، بزرگتر می شود . رفته رفته به مسائل سیاسی دل می بندد ، روزنامه می خواند ، كتاب مطالعه می كند و در می یابد كه تنها راه بهبود شرایط زندگی آدم های پیرامونش ،‌ مبارزات پنهان است . او در این راه تاوان هم می پردازد . بازداشت می شود و به زندان می افتد . محمود در اینجا با برش های كوتاه و استادانه ،‌ زندگی او در زندان و كابوس هایش را نشان می دهد و رنج های هول آور فضای زندان را عریان می كند . تا این كه سرانجام روزی می شنود:

زودتر اساسیه تو جمع كن … حكم آزادیت اومده .

دوران محكومیت حالا به آخر رسیده . در پایان رمان او را می بینیم كه از در زندان بیرون می رود . هنگام خروج از زندان ، كسی صدایش می زند . سر بر می گرداند . دوستش را می بیند كه به دست هایش دستبند زده اند . دو پاسبان او را می آورند ، اما فرصت نمی كند با او حرف بزند.
می رود تو شكم در بزرگ زندان و در پشت سرش بسته می شود .

 


ادامه مطلب

شنبه پنجم دی 1388 توسط آناک |

تعزیه 4

 

فضاهای سنتی اجرای ماتم ، ماهیت و اهداف و رابطه نزدیك بین تعزیه و قیام امام حسین(ع) از بخش های دیگر این فصل است .

بویژه در رابطه نزدیك بین تعزیه و قیام امام حسین (ع) كوشش می شود به وجوه سیاسی و كاركرد آن در ایجاد جنبش های مبارزه و مقاومت پرداخته شود:«برخی معتقدند از سال ۱۹۴۰ میلادی به بعد، تعزیه ـ اعم از عزاداری های نمادین محرم و نمایش های مذهبی مربوط به فاجعه كربلا ـ زمینه را برای وقوع انقلاب ۱۹۵۸ میلادی در عراق مهیا كرد .

فصل دوم با عنوان «سنت ها و فرهنگ عامه در نمایش تعزیه» در ابتدا به رابطه هنر و مذهب و تعامل این دو با هم و در ادامه به نمونه هایی از آیین های نمایشی باستانی عرب (اجراهای قوسی)، استسقا (باران خواهی) و منافره می پردازد و این كه به دلیل انعطاف شریعت اسلام بعضی از رسوم و آیین های دوران پیش از اسلام در دوران اسلامی نیز ادامه یافت: «اسلام هیچ وقت هنرها را ممنوع نكرد و شواهدی در دست است كه رهبران این دین به هنر و هنرمند احترام می گذاشتند.»مؤلف در ادامه به رفتار پیامبر اسلام (ص) و گزینش های حسان بن ثابت (استفاده از هنر شاعری) برای دفاع از اسلام اشاره می كند .

مروری بر آیین های عزاداری در عراق به عنوان منبع اصلی ظهور تعزیه «مجالس عزاداران مردانه»، «عزاداری به شكل دسته روهای نمایشی و نمادین»، «شب آخر»، «زیارت با پای پیاده»، «آئین كهن» و «اجرای شبیه، مولود عزاداری های نمادین» از بخش های دیگر این فصل هستند .

این فصل در ادامه با عنوان «شبیه در صحنه» یادآور می شود كه: «شبیه جز مفاهیم مذهبی، مضامین اخلاقی را نیز شامل می شود، تماشاگران این نوع نمایش، بویژه در شهر كربلا به صورتی فزاینده افزایش یافته است ... در یك اجرا از این گونه نمایش، مردم در محوطه های بیرونی و باز و به شكل مربع یا دایره بزرگ تجمع می كنند. صحنه شبیه در مركز این مربع یا دایره قرار دارد، هر چند كه این صحنه به اشكال متداول تئاتر شباهت چندانی ندارد .

بازیگران به دو گروه تقسیم می شوند، اول آنها كه در كنار خیمه های برپا شده می ایستند؛ این بازیگران معرف امام حسین (ع) و یاران او هستند. گروه دوم كه تعداد بیشتری را نیز شامل می شوند، لشكریان یزید هستند. این بازیگران معمولاً قادر به اجرای دو نوع نمایش هستند: شبیه گسترده و مفصل و شبیه مختصر و كوتاه تر. هر كدام از این ها از نظر مفهوم و روح كار با یكدیگر مشابهت بسیار دارند اما در شیوه اجرا واجد تفاوت های محسوسی هستند . »

 


ادامه مطلب

جمعه چهارم دی 1388 توسط آناک |

پس زندگي خواهم كرد

 

 

خيلي نگران خودم هستم

آيا بلايي به سرم آمده ؟

زنده ام يا مرده ؟

اصلأ از خودم خبر ندارم .

 

در اين صبح گاه

در خانه ام را مي زنم

كسي كه در را باز مي كند

خودم هستم ....

حسابي به خودم نگاه مي كنم

آن چهره ي خندان

كسي نيست غير از خودم .

 

آه ! چه صبح زيبايي !

پس امروز هم زندگي خواهم كرد

جز خودم كسي را ندارم

و تنها اين موضوع

مرا نگران مي كند .

 

(( از شعر هاي عزيز نسين  ))

 

جمعه چهارم دی 1388 توسط آناک |

تعزیه 3

 

تعزیه در گذر زمان

 یکی از هنرهای دینی و مذهبی که ریشه در باورهای مردم کشورمان دارد، تعزیه است؛ همان نمایش سوزناک و غم‌انگیزی که بیانگر مظلومیت خاندان عصمت و طهارت(ع) است. این نمایش مذهبی که نوعی مرثیه سرایی نیز هست، در دل خود حرف و حدیث‌های بسیاری دارد؛ چنانچه بسیاری عقیده دارند تعزیه همان تراژدی‌ است؛ یعنی نمایشی غم‌انگیز که پس از پیچ و خم‌های بسیار در آخرش فاجعه‌ای رخ می‌دهد. اما واقعیت غیر از این است؛ چرا که در تراژدی معمولا آدم‌های خوب و بد با دسیسه و نیرنگ همدیگر را از بین می‌برند.

اما در تعزیه این آدم‌های بد هستند که با بیرحمی هرچه تمام‌تر، انسان‌های خوب را به شهادت می‌رسانند. از طرفی در تراژدی بیشتر ظاهر کار و داستان مربوطه مهم است، در حالی که در تعزیه عمق و نفس کار مهم می‌باشد. حال باتوجه به آنچه عنوان شد، به بیان تاریخچه‌ای کوتاه از تعزیه می‌پردازیم:

به درستی معلوم نیست تعزیه از چه زمانی آغاز شده و اولین جرقه‌های این مراسم و نمایش مذهبی در کجا و توسط چه کسی زده شده است.اما از برخی اسناد تاریخی این مطلب استناد می‌شود که بعد از سده‌های اول و دوم که برای شهادت امام حسین(ع) عزاداری‌ها و سوگواری‌هایی به صورت پراکنده برگزار می‌شد، اولین قدم‌های اساسی برای راه‌انداختن تعزیه توسط معزالدوله احمد بن بویه در بغداد بود، همان کسی که به خاطر جو حاکم بر روزگار آن زمان دستور داد که بازار بسته شود و تمام در و دیوار شهر را با پارچه‌های سیاه رنگ بپوشانند و مردم، دهه‌ اول محرم را به عزای سیدالشهدا(ع) در سوگ بنشینند که البته این نوع عزاداری بیشتر شکل و سیاق عزاداری و سوگواری ساده داشت تا آنکه به صورت یک نمایش یا همان شبیه‌خوانی باشد.

گفته می‌شود تعزیه در شکل نمایش یا همان شبیه‌‌خوانی به صورت پراکنده و باتوجه به فرهنگ و رسوم مختلف در بسیاری از نقاط رایج بوده است، اما طبق تحقیقات انجام شده، باید هفت قرن می‌گذشت که این مراسم سوگواری رفته رفته به مهمترین گونه نمایش مذهبی ایران؛ یعنی تعزیه مبدل شود. پس واضح است این زمان باید طی می‌شد تا دستور معزالدوله پله پله مراحل تکامل خود را از سر بگذراند و طی این حرکت میراث و داشته‌های یک قوم را سینه به سینه به آیندگان بسپارد .

 


ادامه مطلب

پنجشنبه سوم دی 1388 توسط آناک |

سایه ی ماه

 

 

ماه يخ زده و بلورين

سايه ي نقره اي اش را

        روي برف گسترده است

دنيا ساكت .....

فقط صداي رود از بيشه به گوش مي رسد

كه در خلوت شب مي خروشد .

 

 ماه ، امشب

دنيا را افسون كرده

زمين و آسمان

مبهوت به او گوش سپرده اند .

همه چيز ساكت است

اما قلب من

مثل سازي در سكوت مي نالد ....

اگر ماه

دنيا را هم افسون كند

قلب مرا نمي تواند ....

قلب مرا

فقط چشم هاي او مي توانند

افسون كنند

ماه از آسمان

سايه ي نقره اي اش را بر زمين گسترده

كوه و دره ، دشت و صحرا

پشت پرده ي ابريشمي برف

پنهان شده اند .

 

  ( برگرفته از کتاب شعر کوتاه سایه ی نقره ای )

 

پنجشنبه سوم دی 1388 توسط آناک |

کیست مرا یاری کند ؟

 

خلاصه داستان :

عبدالله جوان نصرانی که تازه اسلام آورده است پس از سی و هفت بار خواستگاری از راحله دختر زید از بزرگان  عرب پاسخ  مثبت می شنود . مراسم ازدواج برگزار می شود . اما در همان لحظه مسافری از کوفه خبر می آورد که بر امام حسین (ع) و یارانش چه می رود . عبدالله که تمام حواسش  بر  خبر مسافر است قبل از جاری شدن خطبه عقد ندایی غیبی می شنود : کجا  است یاری کننده ای که مرا یاری کند ؟ عبدالله با شنیدن ندای غیبی مجلس را ترک میکند و سوار بر اسب به سوی کوفه می تازد . راحله و سه برادرش  به تعقیب عبدالله میروند و روز بعد او را در کنار برکه ای خفته می یابند . برادران به روی او شمشیر می کشند . اما راحله پس از شنیدن دلیل  و انگیزه عبدالله از ترک مجلس عروسی  او را با ساز و برگ به ادامه راهش تشویق میکند . عبدالله در  ادامه مسیر خود ویرانه های بتکده ای را پشت سر می گذارد و به کاروانی می رسد که مورد هجوم هفت تن حرامی قرار گرفته است . او کاروانیان را از دست می دهد  و در طول راه با سپاهی متشکل از  دو طایفه به جنگ امام حسین (ع) می روند . سخنان عبدالله  بر سر حقانیات امام دو طایفه را به جنگ  وا می دارد و او فرصت می یابد به راهش ادامه دهد . او تشنه و گرمازده  و بی ساز و برگ به  کوفه میرسد . مطلع می شود  که امام و یارانش از کوه  رانده شده و  در کربلا هستند . عصر  روز عاشورا به کربلا می رسد و یاران امام را غرق در خون می یابد : حقیقت  را در زنجیر و پاره پاره بر خاک و بر سر نیزه ها می بیند.

 

کارگردان : شهرام اسدی

فیلمنامه : بهرام بیضایی

مدیر فیلمبرداری : مازیار پرتو

صدا : محمد رضا دلپاک ، میر عباس قاسمی

طراح صحنه : مجید میرفخرایی

عکس :‌رضا رخشان

جلوه های ویژه : مهدی بهمن پور

تدوین : مهدی رجائیان

موسیقی متن : مجید انتظامی

طراح گریم : عبدالله اسکندری

بازیگران : علیرضا شجاع نوری ، لادن مستوفی ، عزت الله انتظامی ، جمشید مشایخی ، مهدی فتحی ، محمدعلی کشاورز ، سعید نیکپور، ژاله علو ، عنایت بخشی ، حسین پناهی ، شهراد وثوقی ، عنایت الله شفیع ، فخرالدین صدیق شریف

تهیه کننده : مرتضی شایسته

محصول : بنیاد سینمایی فارابی ـ تولید شده در هدایت فیلم

سال ساخت : 1373

تاریخ اکران : 1374 

زمان :‌105 دقیقه

 

جوایز:

  • برنده سیمرغ بلورین بهترین فیلم از سیزدهمین جشنواره فیلم فجر 1373

  • برنده سیمرغ بلورین بهترین موسیقی متن از سیزدهمین جشنواره فیلم فجر 1373

  • برنده سیمرغ بلورین بهترین صحنه آرایی از سیزدهمین جشنواره فیلم فجر 1373

  • برنده سیمرغ بلورین بهترین فیلم دوم  از سیزدهمین جشنواره فیلم فجر 1373

  • برنده سیمرغ بلورین بهترین آنونس از چهاردهمین جشنواره فیلم فجر 1374

  • کاندیدای بهترین فیلمنامه از سیزدهمین جشنواره فیلم فجر 1373

  • کاندیدای بهترین کارگردانی از سیزدهمین جشنواره فیلم فجر 1373

  • کاندیدای بهترین بازیگر نقش اول مرد از سیزدهمین جشنواره فیلم فجر 1373

  • کاندیدای بهترین فیلمبرداری از سیزدهمین جشنواره فیلم فجر 1373

  • کاندیدای بهترین تدوین از سیزدهمین جشنواره فیلم فجر 1373

  • کاندیدای بهترین صدا گذاری از سیزدهمین جشنواره فیلم فجر 1373

  • کاندیدای بهترین عکس از چهاردهمین جشنواره فیلم فجر 1374

چهارشنبه دوم دی 1388 توسط آناک |

تعزیه 2

 

پس از ناصرالدین شاه تعزیه رفته رفته اهمیت خود را از دست داد. در دوره محمد علیشاه و احمد شاه به دلیل دگرگونیهاى اجتماعى و سیاسى از حمایت اشراف محروم گشت . پس از کنار زده شدن محمد على شاه از حکومت (1327 ق) استفاده از تکیه دولت براى تعزیه خوانى ممنوع گشت، و در سال 1311 ش، با ممنوع شدن تظاهرات مذهبى اجراى تعزیه نیز یکسره موقوف گردید . بر این عوامل باید انقلاب مشروطه، نفوذ و فرهنگ اروپا در ایران، و ترجمه و اجراى نمایشنامه‏هاى خارجى را نیز افزود. چنین شد که تعزیه ـ که در آستانه پروردن تئاتر ملى ایران در درون خود بود ـ موقعیت خود را از دست داد و اندک اندک روى به فراموشى نهاد. در سالهاى آغاز دیکتاتورى رضاشاه، یعنى پس از 1304 ش، اجراى تعزیه رفته رفته ممنوع اعلام گردید و پاى به دوران افول خویش نهاد و در روستاها و شهرهاى دور افتاده دوران انحطاط را پیمود. پس از شهریور 1320 ش دیگر بار سر برآورد، اما در برابر انواع سرگرمیهاى جدید ـ به ویژه سینما و تئاتر ـ نتوانست موقعیت و عظمت پیشین خود را بازیابد. چنانکه اشاره شد، هم اینکه جز تلاشهاى جسته گریخته‏اى که گاه و بیگاه در پایتخت مى‏شود، تعزیه به شکلى بسیار ساده و بندرت در برخى از شهرها و روستاهاى دور افتاده اجرا مى‏گردد .

 

انواع تعزیه

تعزیه از درون سوگواریهاى مذهبى برآمده و خود نیز جزئى از سوگوارى به شمار مى‏رفت. اما رفته رفته با پیمودن مسیر تکاملى، تنوعهایى نیز از نظر ترتیب، شکل، و مضمون در آن پدید آمد، چنانکه گاه از تعزیه‏هایى چون تعزیه انتقادى، اخلاقى، شادى‏آور و.. . نام مى‏برند. روى هم رفته، انواع تعزیه را مى‏توان در سه دسته کلى برشمرد: 1) تعزیه دوره؛ 2) تعزیه زنانه؛ 3) تعزیه مضحک .

 


ادامه مطلب

چهارشنبه دوم دی 1388 توسط آناک |

RSS 2.0
script language="javascript" src="http://night-skin.com/fal/code.js"> <

Design By Parstheme